آخرین عکس های اینستاگرام

برسی کارتون و انیمیشن-3

این هفته؛«ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی »

موضوع: سینمای جهان, نقد و بررسی 72,165 مرتبه بدون نظر

۳۰نماجوان-«ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی ۲»؛خوراکی‌های سیاسی سمی برای کودکانCloudy-with-a-Chance-of-Meatballs-2 (2)

انیمیشن پرفروش و پرطرفدار «ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی ۲» فیلمی سراسر رنگ و هیجان کودکانه است که شاید همین امر باعث شده تا سیمای کشور خودمان نیز به پخش آن بپردازد اما واکاوری و تحلیل انیمیشن حکایت از لایه های پنهان این اثر دارد که یه هیچ وجه مناسب کودکان این سرزمین نیست.

همان طور که پیش از این هم اعلام شده بود،درطی فواصل زمانی مختلف،انیمیشن و کارتون های روز دنیا را مورد برسی قرارخواهیم داد.در هفته های گذشته با برسی انیمیشن «اسکار» و «لوراکس» در خدمت شما بودیم.

این هفته به برسی انیمشین «ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی ۲» خواهیم پرداخت.

به گزارش ۳۰نماجوان،انیمیشن «ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی» برگرفته از کتابی با همین نام به نویسندگی جود و جان برت است. کارگردانان؛ کودی کامرون (کارگردان انیمیشن فصل شکار) و کریس پیرن با تهیه کنندگی پام مارسدن و کریک بادی فلت موفق به ساخت دومین قسمت این انیمیشن شدند. قسمت اول فیلم در سال ۲۰۰۹ اکران شد و بعد از استقبال چشمگیرمردم، قسمت بعدی در سال ۲۰۱۳ به نمایش در آمد. شرکت سونی پیکچرز و کلمبیا سرمایه گذاران این انیمیشن هستند.

بارش کوفته قلقلی از کجا شروع شد؟

در جزیره ای کوچک پسری به نام فلینت زندگی می کند که از کودکی عاشق اختراع و کشف چیزهای جدید است، در قسمت اول می بینیم که فلینت بعد از تحصیل در دانشگاه و علی رغم جدی نگرفتن استعدادهایش توسط مردم جزیره، موفق به ساخت ماشینی می شود که می تواند از آب،غذا بسازد. اما اتفاقی باعث بر هم ریختن برنامه های فلینت می شود،دستگاه که دچار مشکل شده است با رساندن خود به آسمان و ریزش غذاهایی در هیبت هیولا، کره زمین را تبدیل به انباری از غذاهای مختلف می کند، در نهایت بعد از طی جریاناتی فلینت با کمک دوستش سم موفق به از کار انداختن دستگاه غذاساز می شود.

اما ابتدای داستان قسمت دوم نشان می دهد که دستگاه غذاساز به طور کامل از بین نرفته است و هنوز کار می کند. تمام شهرها از جمله جزیره با غذاهای حجیم اشغال شده اند به همین دلیل گروهی پاک کننده با سرپرستی چستر مخترع و الگوی همیشگی فلینت، شروع به خارج کردن مردم همچنین اهالی جزیره از خانه خود می کنند. در این میان متوجه می شویم که دستگاه غذاساز فلینت غذاها را به شکل حیواناتی عجیب و غریب در آورده است که در واقع چستر و شرکتش قصد نابودی آنها را با کمک فلینت دارد . از همین نقطه ماجراجویی های داستان آغاز شده و بار دیگر مخترع جوان فیلم با چالش هایی مواجه می شود… .

چِستر؛ مخترعی استعماگر!

چستر وی؛ به عنوان یک مخترع جهانی تنها یک اختراع مطرح به نام غذای میله ای دارد که اولین محصول شرکت بزرگ لیو کورب نیز محسوب می شود. فلمینت که در آرزوی دیدن چستر است، بعد از کار خرابی اختراعش موفق به دیدن او می شود. چستر و کارمندانش برای نجات زمین از شر غذاهای جاندار تمام مخترعین جوان را از سرتا سر جهان در شرکت خود یعنی لیو کورب جمع می کند تا هم مالک ایده های جدید شود و هم به بهانه پاکسازی زمین دستگاه غذا ساز فلیمنت را با کمک او پیدا کرده و در نتیجه محصول خود یعنی غذای میله ای را با استفاده از آن، به تولید انبوه برساند.

صاحبان قدرت

چستر، ضد قهرمان موثری است که آثار و تبعات تصمیماتش، مسیر داستان را تغییر می دهد. در واقع چستر، الگویی است تمام عیار از دانشمندان دارای قدرت که بنابر روحیه استعماری خود قصد دارند، هر نبوغ تازه و استعداد کمتر دیده شده ای را تحت تسلط خویش قرار دهند، تا در نهایت ثمره فعالیت های شاخص جوانان مخترع را به اسم تولید شرکت های خود روانه بازار کرده و اینگونه برندی ممتاز را به جهانیان معرفی کنند.

رفتار و شیوه الگوسازی چستر در ذهن کودکان و در نهایت تمام اقشار جامعه، در روند فیلم به روشنی دیده می شود. در پشت حرف های بشر دوستانه او سیاستی زیرکانه مبنی بر ایجاد نیاز جمعی و تلسط بر بازار جهانی وجود دارد، چیزی که شاید انگیزه هر تولید کننده برای عرضه محصولاتش باشد. چستر با شیوه ای مدبرانه، استعدادهای جوانان را تعدیل کرده و در روی دیگری، از آن ها برای بیشپرد اهداف خویش استفاده می کند.

سیب نیم خورده چستر!

طراحی کاراکتر چستر، عینک و سر کم پشتش، همچنین موقعیت و نقش او در فیلم، خیلی از تماشاگران را به یاد استیو جابز، ذهن برتر و موسس شرکت اپل می اندازد. کسی که بالاترین سود آوری را از پیوند علم و تجارت با مدیریتی منحصر به فرد، به دست آورد. شرکت لیو کورب که در واقع از خلاقیت و نبوغ دیگران برای تولید محصول خود سوء استفاده می کند تا حد زیادی عملکردهای شرکت اپل را به چالش می کشد.

گسستگی در مفهوم

در قسمت اول شاهد آنیم که فلمینت با وجود تلاش های بسیارش به دلیل نتیجه مخرب دستگاه، دست به نابودی اختراع خود می زند، اما در قسمت دوم او را آنچنان پشیمان و ناراحت از خرابکاری اختراعش نمی بینیم، تا حدی که برای تحقق آرزوهای خود سر از شرکت لیو کورب در آورده و در آنجا برای گرفتن جایزه مخترع سال که جلیقه نارنجی رنگ لیو کورب است، دست به اختراعاتی کاملا بی ربط می زند که هیچ کمکی به خلوت کردن زمین از شر غذاهای جاندار نمی کند.

فلمینگ و دوستانش برای از کار انداختن اختراع دستگاه غذاساز و دنیایی که ساخته است به جزیره می روند، اما در آنجا متوجه می شوند که موجودات تولید شده، دارای احساس و شعور هستند، پس نباید آن ها را از بین برد، یعنی اشتباه بزرگ فلمینگ و اختراعش به گونه ای زیر پوشش طراحی های دوست داشتنی و چهره های ترحم برانگیز میوه های بی فایده اما فانتزی، توجیه می شود. تنها فضای سه بعدی بی نظیر و خلاقیت های بصری فیلم وهمچنین موقعیت های کمدی و خنده دار آن، گسستگی و در هم آمیختگی مفاهیم را تا حدی تعدیل می کند، در غیر این صورت می توان گفت توجه به وجه سرگرمی اثر، سازندگان انیمیشن ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی ۲ را از پرداختن به جنبه های ارزشمندتر غافل کرده است.

لیو کورب یا شیطان!

بدبینی نسبت به دانشمند سود جوی داستان تا حدی پیش می رود که در میانه داستان می بینیم که یکی از شخصیت ها لوگوی شرکت را بر عکس می کند که در این صورت live که به معنای زندگی است به evil یعنی شیطان تبدیل می شود که نوعی جنگ را بین چستر شیطان و دستگاه غذاساز که حکم خدا را در داستان دارد، بیان می کند، جنگی که در نهایت با دخالت انسان به اتمام می رسد و موفق می شود تفکری اومانیستی را به نمایش بگذارد .

کوفته قلقلی نجات بخش بشریت !

فانتزی و کمدی مدام این انیمیشن ذهن مخاطب را بیشتر درگیر لحظات رنگارنگ و جدید هر صحنه می کند و در نهایت پیامی نامفهوم را القا کرده و تماشاگر را در بین موجودات عجیب و غریب تنها می گذارد. اختراع فلمینگ به خودی خود مخرب و ویرانگر است در واقع جهش ژنتیکی باعث ایجاد اکوسیستمی جدید از موجودات می شود که الزاما تصویر بصری نو و زیبایی را ارائه می دهد که نه تنها کمکی به راحتی زندگی انسان ها نمی کند، بلکه محیط زندگی آن ها را نیز اشغال می کند. ذات اختراع، کمک و تسهیل در روند زندگی بشر است، چیزی که در این داستان به آن پرداخته نشده است.

با تمام این حرف ها در نهایت تعجب در پایان فیلم می بینیم که تنها راه نجات جهان، وجود دستگاه غذاساز است، چیزی که در منطق داستان، دلیل درستی برای آن به نمایش در نمی آید. به این ترتیب داستان از یک اشتباه بزرگ شروع می شود، در طول فیلم به نحوی تکراری با در میان گذاشتن احساسات انسانی سعی در قبول و پابرجایی اشتباه فلمینگ می کند و در پایان همان اشتباه را نجات بخش بشریت نشان می دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

عکس های هنرمندان در اینستاگرام

خبرنگار افتخاری


آمار سایت

  • تعداد نظرات : 3086
  • بازدید امروز : 5101
  • بازدید دیروز : 71321
  • بازدید این هفته : 367221
  • بازدید این ماه : 1428701
  • کل بازدیدها : 62141189
  • خروجی فید امروز : 23
  • ورودی گوگل امروز : 0
  • میانگین ارسال روزانه : 0.68
  • میانگین نظرات روزانه : 1.41
  • افراد آنلاین :72 نفر
  • تبادل لینک با 2 سایت
  • زمان لود صفحه : 1٫159 ثانیه