چهره این هفته:کیمیا حسینی

۳۰نماجوان-خیلی اتفاقی بازیگر شدم

chehre_kimia

صبح یکی از آخرین روزهای سال ۹۱ رو بعد از هماهنگی های انجام شده  به دیدار یکی از بهترین بازیگران کودک سینمای ایران میرویم.بدون شک چهره اش برای همه آشناست چون حداقل یکبار او را در فیلم پر سر و صدای فرهادی دیده ایم.کیمیای عزیز به همراه مادرش منتظر رسیدن ما هست.کیمیا حسینی بازیگر خوش آتیه ،توانمند و شاید کمی خوش شانس است که برای اولین کارش به جدایی نادر از سیمین دعوت شد.بیش از این منتظرتون نمیذارم و شما رو به خواندن گپ و گفت ما و کیمیا دعوت میکنم

* خودتو معرفی میکنی؟

من کیمیا حسینی هستم. هفت مرداد سال هشتاد و دو به دنیا اومدم و نه سال دارم .کلاس چهارم هستم.

*بازیگری به درس خوندنت لطمه نمیزنه؟

در فیلم ساکن خانه ی چوبی فشار زیادی روی من بود.چون لوکیشن فیلم برداری خارج از تهران بود و برای اینکه به درسم لطمه نخوره معلم خصوصی داشتم . درس و کار کنار هم سخته…

*معلم ها به خاطر بازیگر بودنت رفتار خاصی ندارن؟

برای بعضی از معلم ها مهمه و تفاوت میذارن.بعضی ها هم فقط به درس خواندن توجه میکنن.

*چطور وارد دنیای بازیگری شدی؟

فیلم جدایی نادر از سیمین اولین تجربه ی بازیگری من بود.کارگردانش آقای اصغر فرهادی بود.ایشون کارگردان خیلی حرفه ای هستن. که فیلم جایزه اسکار هم گرفت

*چجوری وارد گروه شدی؟

مادر من در کانون پرورش فکری کودک و نوجوان کارگاه عروسک متحرک دارد.آقای معصومیان برای پیدا کردن بازیگر به کانون اومده بودند ، وقتی متوجه میشن مادر من فرزندی داره که مناسب این نقش هست، ازمن دعوت میکنند تست بدم. من هم قبول شدم و جزوه بازیگران گروه آقای فرهادی شدم.

*راجب فیلم توضیح میدی؟

ما خانوادمون از نظر مالی سطح خوبی نداشتن.برای همین هم مادرم به عنوان پرستار در خانه ای کار میکرد.اون پرستار یک پیر مرد سالخورده بود که آلزایمر داشت.من با دختر خانواده دوست شدم.مادر من باردار بود و یک روز که داشت در رابطه با باردار بودنش با معلم زبان صحبت میکرد مرد  صاحب خانه متوجه حامله بودن مادرم شد.اما بعد ها در دادگاه اظهار بی اطلاعی کرد..

روزی او مجبور به ترک خانه شد و برای اینکه پیرمرد رفتار خطرناکی نکند دست او را به تخت بست.مرد صاحب خانه زودتر از همیشه به خانه برگشت و پدرش را درحالیکه روی زمین افتاده و دستانش بستس میبینه.وقتی مادرم برمیگرده مرد صاحب خانه با او دعوا میکند و به او تهمت دزدی میزند.دعوا بالامیگیرد و او مارا از خانه بیرون میکند.در این بین مادر با ظربه ی مرد از پله ها پرت میشود و بچه ی او میمیرد…

*دوست داشتی جای کی باشی؟

دوست داشتم جای آقای شهاب حسینی باشم.

*چرا؟ بخاطر شهرت؟

فقط بخاطر شهرت نیست ، بخاطر قابلیت هاشونه

*اگر چشماتو باز کنی و ببینی بیست سالت شده ، دوست داری کجا باشی؟

دلم میخواد در حال گرفتن اسکار باشم

*یعنی از این سن داری به اسکار گرفتن فکر میکنی؟

بله،چون گرفتن جایزه اسکار اونم از ایران خیلی اتفاق خاصیه و اگه اسکار در رزومه ی من باشه خیلی موفق خواهم شد

*تا حالا در چه فیلم هایی بازی کردی؟

جدایی نادر از سیمین – سلام بر فرشتگان – فرزند خوانده – عملیات مهد کودک – ساکن خانه ی چوبی  و د فیلم کوتاه و یک تله فیلم برای کودکان سرطانی

*اکران شدند؟

عملیات مهد کودک و ساکن خانه ی چوبی و فرزند خوانده سال دیگه اکران میشوند

*کمی از فیلم ساکن خانه ی چوبی برامون میگی؟

این فیلم به کارگردانی آقای لعیلستانی بود و به تهیه کنندگی آقای علیمردانی .من (بنفشه) علاقه ی شدیدی به داییم دارم و این رابطه ی عاطفی دوطرفست.داییم برای انجام کاری به جبهه میره و برنمیگرده.همه باور دارند اون مرده اما من اعتقاد دارم زندس.در کمال ناباوری داییم برمیگرده اما حافظشو از دست داده و …

*محل فیلم برداری کدوم شهر بود؟

شهر لاهیجان و روستاهای اونجا

*تمرین ها خستت نمیکنه؟

کمی ، برای فیلم ساکن خانه ی چوبی پنج صبح بیدار میشدم و تا دو بعد از ظهر کار میکردم.ساعت پنج و شش عصر به هتل میرسیدم تا ساعت هشت درس میخوندم. بعد هم ، شام و استراحت

*برای عید برنامه ریزی کردی؟

برنامه ی خاصی نه..اما چون اصالتا اهوازی هستم،فکر میکنم بریم اهواز.چون دختر عموم (نوژان) تازه به دنیا اومده و هنوز ندیدمش.

*لحظه ی عید چی خیلی خوشحال میکنه کیمیا رو؟

اینکه شب عید بچه های کار، توی خیابون نباشن و در کنار پدر و مادرشون در خانه باشن

*وقتی بچه های کار رو میبینی احساست چیه؟

از این ناراحت میشم که مثل من نیستن و یک زندگی راحت ندارن .راستی من با یکی از بچه های کار دوستم که اسمش ملیکا هست.

*ملیکا میدونه بازیگر هستی؟

نه، دلیلی نداره بدونه

*اهل ورزش هستی؟

بله، به ورزش شنا علاقه دارم

*یه خاطره جالب از پشت صحنه یکی از فیلم هایی که بازی کردی؟

در حال بازی در فیلم سلام بر فرشتگان بودم، در اون سکانس از طنابی آویزون بودم یک دفعه پدرم رو دیدم که با یک جعبه زولبیا بامیه  سر صحنه آمده و مشغول تعارف کردن است

*خانوادت برای فیلم برداری همراهت میان ؟

مادرم بخاطر مشغله های زیادش کمتر همراهمه.اکثرا با پدرم هستم.

*خواهر و برادر داری؟

نه،تک فرزندم

*راجب فیلم عملیات مهد کودک برامون بگو؟

 در فیلم عملیات مهد کودک سیزده نقش برعهده داشتم.با گریم های متفاوت .نقش اصلی من نقش یک فرشته به نام فوفو بود و پدرم (اکبر عبدی) فافا بود.این فیلم ماجرای پنج کودک هست که در مهد کودک باهم نگهداری میشن و خانواده هاشون مشغول کار هستند.بچه ها سعی دارند توجه پدر و مادر هاشون رو جلب کنند تا اوقات بیشتری پیش پدر و مادرشون باشند.برای همین نقشه هایی میکشند و ..

*در آینده قصد داری به عنوان یک حرفه ی تخصصی به بازیگری ادامه بدی؟

به نظر من بازیگری یک تفریح است و برای من مهم نیست که پیشنهادی داشته باشم یا نه .چون من یک فیلم پر افتخار در رزومم دارم

*ولی من فکر میکنم بازیگری یک تفریح نیست، حرفه محسوب میشه.قبول داری؟

بله، من در اینده میخوام مخترع بشم و در کنار رسیدن به اهدافم به بازیگری هم ادامه بدم

*نظرت راجب سینمای کودک وو نوجوان ایران چیه؟

خوبه  ولی باید فیلم هایی ساخته شود که آموزنده باشه برای کودکان و نوجوانان

*برای پیشرفت بیشتر سینمای ایران چه راهی به ذهنت میرسه؟

اگر تلاش بکنند و انیمیشن رو در فیلم ها به سطح حرفه ای تری برسونند موفق میشوند

*کارکردن با کدوم کارگردان رو ترجیح میدی؟

همه خوبند ولی آقای فرهادی بهتر هستن

*روند بازی در یک فیلم چطوریه؟

روز اول با هیجان ، و روز های  بعد کم کم  عادی تر میشه .البته بعضی صحنه ها هیجان انگیزه

*نسبت به کدوم بازیگر کودک و نوجوان علاقه ی بیشتری داری؟

ترلان پروانه

*خانوادت مخالف بازیگریت نیستن؟

اعتقاد دارند به درسم لطمه میخوره ولی با بازی در فصل تابستان مشکلی ندارند.

*اهل مطالعه هستی یا دیدن کارتون؟

من هرشب قبل از خواب دو تا داستان میخونم .انیمیشن هم میبینم مخصوصا انیمیشن عروس مرده

*به چه رنگی علاقه داری؟

رنگ زرد ، چون پر انرژیه و رنگ خورشید هست

*یه پیشنهاد دوستانه به هم سن و سالهات؟

برای خرید عید به خانواده هاتون فشار نیارین شاید وضع ماالیه مساعدی نداشته باشند.

*اوقات فراغتت رو چه جوری پر میکنی؟

به کارگاه سفال میرم

*یک بیت شعر میگی؟

میازار موری که دانه کش است… که جان دارد  و جان شیرین خوش است

*به فکر حمایت وو مراقبت از حیوان ها هستی؟

من خودم یک لاک پشت به اسم لاکی دارم.روزهای دوشنبه در مدرسه صبحانه میبریم و نان های اضافی رو برای پرنده ها میذاریم.

*و در پایان یک آرزو برای بچه ها؟

آرزو مبکنم همه ی بچه های سرطانی خوب بشن بچه های کار به خونه هاشون برن و بچه های پرورشگاهی خانواده هاشونو پیدا کنن.

بزودی جدیدترین عکس های کیمیا عزیز و سایر هنرمندان کودک ونوجوان در قسمت گالری عکس سایت قرار خواهد گرفت 

تنظیم:زینب نعمتی خواه

منبع:۳۰نماجوان

5 دیدگاه در “چهره این هفته:کیمیا حسینی”

  1. سلام کیمیا جان من ۱۲ سالمه خیلی دوست داشتم بازیگر باشم و جای تو باشم واقعا بازی کردنتو دوست دارم
    موفق باشی عزیزم
    میشه یه کمکی به من بکنی من چی کار کنم بازیگر بشم؟
    ارزوی موفقیت

    خواهشا حوابمو بده لطفا
    ممنونم

    (۰)
  2. کیمیاجون خیلی ما مشترک هستیم منم اسم لاک پشتم لاکی هستش به رنگ زرد علاقه زیادی دارم و آرزوی منم خوب شدن سرطانی هاست

    (۰)
  3. مبینا سادات رو تو نظرسنجی نذاشتید باهاش مصاحبه هم نکردید؟
    اون که هم تو عملیات مهد کودک بازی کرده بود هم اوای باران
    اخه چرا

    (۰)
  4. سلام مگر قرار نبود هر هفته یک شنبه یه چهره هفته داشته باشید پس چی شد؟؟چرا این هفته خبری نیست؟
    ــــــــــــــ
    ۳۰نماجوان:سلام،به دلیل تعطیلات نوروزی چهره هفته بعد از تعطیلات ادامه پیدا خواهد کرد.

    (۰)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *